X
تبلیغات
مورخان جوان - آیت الله شیخ فضل الله نوری










مورخان جوان

تاریخ معلم انسان هاست



تولد و کودکی

یکشنبه، ۳ دی ۱۲۲۲ در روستای لاشک در منطقه کجور مازندران به دنیا آمد.پدرش ملا عباس کجوری، روحانی بود.
تحصیلات
تحصیلات ابتدایی را در بلده (مرکز منطقه نور) آغاز کرد. پس از آن به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات خویش را تا پایان دوره سطح در آنجا ادامه داد. او به همراه دایى خود میرزاحسین نورى به نجف رفت و نزد میرزا حبیب الله رشتی و شیخ راضی به تحصیل پرداخت و بعد از مدتی در درس میرزای شیرازی بزرگ شرکت کرد. با هجرت میرزای شیرازی به سامرا وی نیز با او راهی سامرا شد.

همسر و فرزندان

همسر او سکینه، دختر دائی اش فرزند محدث نوری بود او دارای چهار پسر به نامهای مهدی، ضیاء الدین، هادی و جلال و هشت دختر به نام های زینت، اینسه، احترام، زکیه، خدیجه، منیره، اقدس و انور بود.

افراد سرشناس با رابطه خانوادگی با شیخ

محدث نوری ( دایی و پدر خانم شیخ فضل الله )

دکتر منوچهر آزمون

دکتر نورالدین کیانوری

دکتر سید حسین نصر ( نوادهٔ دختری )

زمانی که شیخ فضل‌الله نوری استبداد محمدعلی شاه را با عنوان حکومت مشروعه توجیه شرعی می‌کرد، رهبر دینی نهضت مشروطه آخوند خراسانی به وی یادآوری کرد که اگر چه در زمان غیبت، حکومت مشروعه (حکومت اسلامی) ممتنع است، اما تنها حکومت مشروع حکومت مبتنی بر عدالت است که قدرت سیاسی مقید و محدود به قانون و تحت نظارت نمایندگان مردم باشد. در دوره استبداد صغیر شیخ به دفاع از شاه پرداخت.
مخالفت با مشروطیت

ملک‌زاده در تاریخ مشروطه‌اش می‌نویسد:
« در اول ظهور مشروطیت حاجی شیخ فضل‌الله با سایر روحانیون مشروطه‌خواه همفکر و همقدم بود و با اینکه با عین‌الدوله صدراعظم وقت دوست بود در مهاجرت به حضرت عبدالعظیم و قم شرکت‌کرد و تا صدور فرمان مشروطیت و افتتاح مجلس شورای ملی کوچکترین مخالفتی از او مشاهده‌نشد ولی طولی نکشید که میان او و هم‌مقامانش مخصوصاً بهبهانی مخالفت پیدا شد و چون بهبهانی و طباطبایی در نتیجه پافشاری و فداکاری مظهر مشروطیت شناخته شده بودند حاجی شیخ فضل‌الله بجای آنکه توجه به اصول مشروطیت و مبانی حکومت ملی و ایده‌آل عالی آزادی داشته‌باشد مشروطیت را ملک مسلم و مطلق همکاران و هم مقام‌های خود پنداشت، بعبارت دیگر مشروطیت در شخص بهبهانی و طباطبایی در نظر او جلوه‌کرد و چون از آنها ناراضی و دلتنگ بود از مشروطیت سرباز‌زد و قیام برضد‌‌ مشروطیت نمود. برای حاجی شیخ فضل‌الله مشروطیت در چهره رقبایش که برای او مکروه بود جلوه‌گر شده بود و چون از آنها خوشش نمی‌آمد و آنها را دشمن خود می‌پنداشت از مشروطیت هم بیزار شد.
اما مطلبی را که ملک‌زاده در ادامه ذکر می‌کند ریشه مخالفت‌های شیخ با مشروطه را بسیار عمیق‌تر از رقابت و حسادت در مرجعیت دینی تصویر می‌کند:
« عجیب در اینست که در روزهای آخر سلطنت محمد‌علیشاه با آنکه همه یقین داشتند که استبداد باغشاه دوامی نخواهد کرد و چراغ سلطنت شاه بیدادگر در شرف خاموش شدن است و خود شاه و سعدالدوله و اکثر درباریان به قبول مشروطیت درداده‌بودند، حاجی شیخ‌فضل‌الله همانطوری که در نامه‌هایش به کامران‌میرزا نایب‌السلطنه ثابت می‌کند با منتهای سرسختی و شدت در نگاهداری دستگاه استبدادی و مخالفت با مشروطیت مبارزه کرد و در آخر کار مسلک جنگجویی را با مقام روحانیت توأم نمود و بنفع استبداد جمعی را مسلح کرد و در جنگ سه‌روزه تا فتح تهران شرکت کرد و سبب قتل جمعی از مردم بی‌گناه شد. »

قانون اساسی

عبدالله نصری در رویارویی با تجدد می‌نویسد: شیخ فضل‌الله که همواره با تدوین قانون اساسی مخالفت می‌کرد در اواخر دوران تحصن خود ناگزیر شد تا بر لزوم تکمیل قانون اساسی اصرار بورزد. در یکی از لوایح او اینچنین ذکر می کند:
« مجلس شورای ملی و اجتماع وکلا و مبعوثین در آن، و مقصد رفع ظلم و نشر عدالت و اصلاح مملکت، بدون نظامنامه [ قانون اساسی ] که عموم اهالی و حکام و کارگزاران ممالک به آن رویه حرکت نمایند، چگونه تصور می‌شود. تدبیر منزلی، که اول مرحلهٔ حکمت عملی است، بدون دستور نمی‌شود، تدبیر مملکتی، چگونه بدون قانون ممکن خواهد بود. »

مجلس قانون گذاری

شیخ فضل‌الله مجلس قانونگذاری را نمی‌پذیرد، جرا که قانونگذاری را خلاف شرع می‌داند. او قانونگذاری را مخالف با خاتمیت و کمال دین تلقی می‌کند.

بازگشت به ایران

وی پس از تحصیل علوم دینی مقیم تهران گشت. او در وقایع انقلاب مشروطه ایران به حمایت و همراهی از محمد علی شاه و به مخالفت با سید محمد طباطبائی و عبدالله بهبهانی -دو روحانی مشروطه‌خواه- برخاست . در مسأله بانک استقراضی روس، شیخ فضل‌الله نوری مدرسه و گورستان را به بهای هفتصد و پنجاه تومان به مستشارالدوله فروخت و به بانک واگذار کرد[نیازمند منبع]. شیخ فضل‌الله همچنین علمای مشروطه‌خواه نجف، از جمله آخوند خراسانی و آیت‌الله عبدالله لاهیجی را تکفیر کرد.[نیازمند منبع] فضل‌الله نوری الگوهایی ارائه داد که به مشروعه مشهور شد. او نوشتن هرگونه قانون و واداشتن شهروندان به پیروی از قانونی که در شرع آورده نشده‌است را نادرست می‌دانست و با برقراری مجلس انتخابی و نیز مسأله تقسیم قوا مخالفت می‌ورزید. او مشروطه را «فتنه» می‌خواند و قانون اساسی را «دستور ملعون» و «ضلالت‌نامه» (رساله حرمت مشروطه، ترکمان، ص 107) می‌نامید. در مقابل یکی از مواد آن که «اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی‌الحقوق خواهند بود» به طور مشخص مخالفت کرد و گفت «محال است با اسلام حکم مساوات». تقسیم قوا به سه قوه را «بدعت و ضلالت محض» خواند.(در قانون اساسی تفکیک قوا ذکر شده بود)از جمله نظریات شیخ فضل‌الله نوری حضور هیئتی از مجتهدین واجد شرایط برای مراقبت بر مجلس شورا بود. این چند نفر هیئت مستقل از مجلس و موازی نهاد مجلس بود.


مرگ

پس از فتح تهران، شیخ فضل‌الله نوری بازداشت شد و به حکم شیخ ابراهیم زنجانی در ۹ مرداد ۱۲۸۸ برابر با۱۳ رجب ۱۳۲۷ قمری در میدان توپخانه حدود یک ساعت‌و‌نیم مانده به غروب به دار کشیده و در قم دفن شد.





شیخ فضل الله نوری برچوبه ی دار



+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 8:19 PM توسط سپیده |




About Weblog


تاریخ گنجینه ارزشمندی ازمیراث فرهنگی،ارزش ها،باورها و هنراست و شناخت چنین گنجینه ای موجب تعالی و تکامل افکار و رفتار آدمیان خواهدشد.


Menu

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

Recent Posts


حقیقت عجیب و جالب تاریخی!!
باربادوس

آریو برزن
وب دوستان ...
آتوسا
وصیت نامه داریوش
نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.....
سخنان کوروش کبیر
چنگیز خان مغول

Archive


مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390

Category


صفویان
قاجاریه
افشاریه

Links

منظومه شیمی
دیواردل
اشک آهو
برگ های باران خورده
..:: شعر های ارغوانی ::..
خلوت تابناک
بچه های دریا
تنهای تنها منم
خاطرات زیبای من
پسرک عاشق
عشق و خیانت
ردپای عشق
یک مشت تنهایی
دل نوشته های امیر
واسه عشقم......شایدخوشش اومد
نـگـار نقـش
عشق آسمانی
یادداشت های من
خودم و خودم
Ì Lövê ¥öµ
این سوی خط
عشق و خیانت2
بدون شرح
دخترتنها
.::حرف حساب::.
زندگی جدید من
لحظه های کاغذی
تنهایی
الماس شکسته
ترنم باران
احساس
گیتار من
سپیدار پاییزی
از اینجا
ღღღ بــــــاورمـــ کـــن نازنیـــــنღღღ
اعـتـرافــ مـی کـنـــم ...
ترنم مهر
خدای من ... تو رو دارم ... خیالی نیست
دخترتنها
کشتی شکسته بر روی ماه
برنامه نویسی با سی شارپ و مطلب و ...
حباب
تبديل وبلاگ به سايت
قالب وبلاگ







پاتوق بچه هاي وطن